هادى خسرو شاهى

94

خاطرات مستند سيد هادى خسرو شاهى درباره علامه طباطبايى ( فارسى )

با فلسفهء هند همان‌قدر اخت و آمُخته بود كه با جهانِ چينى و مسيحى . . . » داريوش شايگان در كتاب ديگر خود به نام : « هانرى كربن آفاق فكر معنوى در اسلام ايرانى » - / چاپ تهران - مىنويسد : « . . . در سال‌هاى دههء شصت ، ما گروه كوچكى بوديم كه هرچند وقت يك بار در باغ يكى از دوستان جمع مىشديم ؛ گروهى از شيوخ فلسفهء قديم ، به ويژه علامه سيد محمدحسين طباطبايى ، مدرس معروف فلسفه در قم و يكى از بزرگ‌ترين مفسّران معاصر قرآن كه در محفل ما رفت و آمد مرتّب داشتند . من ، در اوايل سال‌هاى دههء شصت ، كربن را نخستين‌بار در همين محفل ديدم . بد نيست آن‌چه را كه در اين زمينه در جاى ديگرى گفته‌ام ، در اين‌جا نيز تكرار كنم . شامگاه خنك يكى از روزهاى پايان تابستان بود . گروه كوچكى بوديم در محوطهء روشنى از باغ . . . . مهمانان افتخارى آن شب دو شخصيت سرشناس از شرق و غرب بودند ، علامه محمدحسين طباطبايى از ايران ، و هانرى كربن فرانسوى . از مايه‌هاى عمدهء عرفان نظرى سخن مىگفتيم كه مىبايست موضوع گفت‌وگوهايمان در آن سال باشد . بحث و گفت‌وگويى كه تا پانزده سال پس از آن ديدار نخست ادامه يافت ؛ مايه‌هايى با غنايى بىنظير و ناشنيده ، و در پيوند با مشكل‌هاى اساسى هراس درونى آدمى از كهن‌ترين ايام تا به امروز . يادم مىآيد كربن آن شب به موضوع نخستين گناه آدمى ، به هبوط بشر پرداخت ، و با طرح اين مشكل در قالب مسيحيت ، از علامه طباطبايى پرسيد : آيا عرفان اسلامى نيز به گناه آغازين معتقد است ؟ سپس ، با نقل قول از يك مؤلف فرانسوى كه اكنون نامش را فراموش كرده‌ام ، افزود : دو هزار سالى كه از